زندگی زود گذر است []
* زندگی این دنیا زودگذر است و سریعا به پایان میرسد:
نوح نبی نزدیک به هزار سال عمر نمود و زمانی
که خداوند میخواست جان او را بگیرد نوح از فرشته
مرگ خواست تا چند لحظه مرگ او را به تاخیر بیاندازد
و حضرت نوح در این فاصله به زیر سایه درختی رفت
و در آنجا دراز کشید و به یکی از افرادی که در آنجا بود
گفت که این هزار سال به اندازه همین چند لحظه
جابجایی گذشته است و مدت آن به این اندازه
کوتاه بوده است .
برای درک این مطلب کافیست کمی به زمان عمر
گذشته خود فکر کنید .
پندی دهمت اگر به من داری گوش
از بهر خدا جامه تزویر مپوش
دنیی همه ساعتی و عمر تو دمی
از بهر دمی عمر ابد را مفروش خیام
عمر برف است و آفتاب تموز
نوشته شده توسط سعید در دوشنبه 28 بهمن 1387 و ساعت 12:45 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 28 بهمن 1387 و ساعت 12:58 ق.ظ
()
نظر
مسایل وابسته به هم []
* مسایل وابسته به هم :
همان طور که میدانیم هر چقدر دمای هوا از سرما
به سوی گرما میرود و درجه گرما بالاتر میرود میزان
بارندگی کاهش می یابد و میتوان گفت میزان دما با
میزان بارندگی وابسته به هم هستند و همچنین وقتی
انسان از ندیدن خدا به سوی دیدن حرکت میکند و هرچقدر
بیشتر پرده ها کنار میرود و مسایل غیبی را میبیند اختیار او
کمتر میشود و با دیدن عظمت خدا از ترس زبانش بند می آید و
اختیارش را از دست میدهد .
حضرت یوسف به دلیل اینکه از مسایل غیبی اطلاع داشت
بنابر این کوچکترین خطای او و درخواست از پادشاه برای آزادی
از سوی خدا مجازات میشود و 7 هفت سال در زندان میماند .
آدم و حوا تنها بدلیل خوردن یک سیب از بهشت رانده میشوند .
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 22 بهمن 1387 و ساعت 11:44 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 14 تیر 1388 و ساعت 12:00 ق.ظ
()
نظر
جهنم را در این دنیا ببینیم []
* دوزخ و جهنم را در این دنیا ببینیم :
خیام در یکی از رباعیات خود میگوید که حاضر است
جان خود را فدای انسانهای خوب و اهل نماید او
در همین رباعی میگوید که اگر میخواهید دوزخ و جهنم
را ببینید به سراغ انسانهای بد و نا اهل بروید و آنها
را ببینید چرا که صحبت از این گونه افراد و دیدن آنها
برای انسان آزار دهنده است .
جانم به فدای آنکه او اهل بود
سر در قدمش اگر نهم سهل بود
خواهی که بدانی به یقین دوزخ را
دوزخ به جهان صحبت نااهل بود خیام
نوشته شده توسط سعید در دوشنبه 21 بهمن 1387 و ساعت 05:22 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
نکته باریکتر از مو []
* نکته باریکتر از مو :
برخی از اشعار خیام ظاهری کاملا کفر آمیز و گناه آلود
دارند ولی نکته های باریک در آنها وجود دارد که کمتر کسی
میتواند متوجه آن شود برای مثال به این دو رباعی توجه کنید :
خیام برای گنه این ماتم چیست
وز خوردن غم فایده بیش و کم چیست
ار هیچ گنه نباشدی غفران چیست
غفران ز برای گنه آمد غم چیست خیام
آبادی میخانه ز می خوردن ماست
خون دو هزار توبه بر گردن ماست
گر من نکنم گناه رحمت چه کند
آرایش رحمت از گنه کردن ماست خیام
ظاهرا این اشعار مخاطب را به گناه کردن دعوت میکند
ولی یک نکته مخفی در آنها وجود دارد و آن اینکه خیام
با این اشعار سعی میکند فکر مخاطب را به کار بیاندازد
و ما میدانیم که یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد سال
عبادت کردن است. خیا م میگوید رحمت خدا به واسطه گناه کردن
ما بوجود می آید و این کار را برای این انجام میدهد که فکر مخاطب
را به کار بیاندازد که اختیار انسان به واسطه ندیدن عظمت خدا
بوجود می آید و اگر کسی عظمت خدا را ببیند دیگر اختیاری نخواهد
داشت و از ترس زبانش بند خواهد آمد .
در حقیقت احکام دین نوعی معادله ریاضی هستند
به طور مثال دروغ گفتن حرام است چرا که دارای بدی و
شر میباشد ولی دروغ مصلحت آمیز حلال است چرا که
میزان خوبی آن از میزان بدی آن بیشتر است و برآیند آن
مثبت است و قسم خوردن دروغ حرام ولی قسم دروغ برای
نجات جان یک انسان حلال است و خیام نیز از آنجایی که
ریاضی دان نیز بوده به تمامی این امور واقف بوده است و این
نکات را در اشعار خود رعایت کرده است .
چنین گفت پیغمبر راستگوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی
مگذار که غصه در کنارت گیرد
و اندوه و ملال روزگارت گیرد
مگذار کتاب و لب یار و لب کشت
زان پیش که خاک در کنارت گیرد خیام
آدم و حوا به دلیل دیدن عظمت خدا دیگر اختیاری
نداشتند و تنها با خوردن یک سیب از درگاه خدا رانده شدند
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گر چه ماند در نوشتن شیرو شیر
جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد مولانا
نوشته شده توسط سعید در یکشنبه 20 بهمن 1387 و ساعت 01:12 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 21 بهمن 1387 و ساعت 05:02 ق.ظ
()
نظر
یقین داشته باش که هرگز نمی میری و زندگی جاودانه پس از مرگ در انتظار توست []
* یقین داشته باش که هرگز نمی میری :
زندگی جاودانه پس از مرگ در انتظار ما انسانهاست برای
رسیدن به این باور کافیست به این نکته توجه کنیم که اراده
خداوند به امور محال تعلق نمیگیرد به طور مثال خداوند حق الله
را میبخشد ولی حق الناس را نمی بخشد چرا که جمع بین ببخش
و نبخش جمع نقیضین بوده و تنها فریبکاران میتوانند این کار را انجام
دهند و خداوند متعال فریبکار نیست و همچنین گناهکاران در
آن دنیا میگویند که خدایا ما را به دنیا باز گردان و خداوند آنها را
به این دنیا باز نمیگرداند چرا که فرق آن دنیا با این دنیا دیدن و
ندیدن خداست و وقتی کسی خداوند و شکوه او را در آن دنیا
دید دیگر نمیتواند به این دنیا باز گردد و جمع بین دیدن و ندیدن
محال است و اراده خدا به آن تعلق نمیگیرد و نمیتواند تعلق بگیرد
و همچنین از آنجایی که خداوند عادل است باید تکلیف ظلم هایی
را که برخی انسانها در این دنیا انجام داده اند روشن کند و این افراد
را مجازات نماید و از آنجایی که خداوند عادل است و ظالم نیست
انسانها را در آن دنیا دوباره زنده میکند تا جواب اعمالشان را پس دهند
و از آنجایی که خداوند متعال خسیس نیست هیچگاه نعمت وجود و زندگی
را که به انسانها عطا فرموده از آنها پس نخواهد گرفت و انسانها جاودانه و
برای همیشه زندگی خواهند کرد .
همچو خفتن گشت این مردن مرا
ز اعتماد بحث کردن ای خدا مولانا
پندی دهمت اگر به من داری گوش
از بهر خدا جامه تزویر مپوش
دنیی همه ساعتی و عمر تو دمی
از بهر دمی عمر ابد را مفروش خیام
از عالم کفر تا به دین یک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوش میدار
چون حاصل عمر ما همین یک نفس است خیام
نوشته شده توسط سعید در یکشنبه 20 بهمن 1387 و ساعت 12:34 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 10 اسفند 1387 و ساعت 12:11 ق.ظ
()
نظر
داستان توپ خیلی بزرگ []
* وقتی یک توپ خیلی بزرگ باشد :
وقتی ما به یک توپ فوتبال نگاه کنیم در همان اولین
نگاه متوجه گرد و کروی بودن آن میشویم و اگر یک توپ
به اندازه یک ساختمان باشد باز هم با نگاه کردن متوجه
گرد و کروی بودن آن میشویم اما وقتی این توپ به اندازه
کره زمین باشد دیگر به راحتی نمیتوان به کروی بودن آن پی
برد و بزرگی کره زمین هزاران سال مردم را فریب داد و مردم
فکر میکردند که زمین صاف و مسطح است و حتی گالیله را
به دلیل مطرح کردن کروی بودن زمین محاکمه کردند .
لذت آب نوشیدن از سختی تشنگی کشیدن بوجود می آید
و انسان میتواند با یک روز آب ننوشیدن لذت آن را درک کند
و همچنین لذت خوابیدن را با یک روز نخوابیدن و یا لذت غذا
خوردن از نخوردن غذا بوجود می آید و اکثر انسانها این قضیه را
میدانند ولی مساله میل جنسی که از بزرگترین لذت های زندگی
است بسیاری از انسان ها را گمراه کرده است و آنها فکر میکنند
که میل جنسی به خودی خود وجود دارد در حالی که سختی های
زندگی تا 15 سالگی جمع شده و میل جنسی را بوجود میآورند و
میل جنسی تا 30 سالگی کاهش می یابد و دوباره سختی ها
میل جنسی را در اواخر دهه چهارم زندگی افزایش میدهد و به قولی
میل جنسی شارز و سپس خالی میگردد و دوباره شارز میشود .
طبق نظر سنجی از مردان . اکثر مردان از میل جنسی خود در
20 سالگی و 50 سالگی رضایت بیشتری دارند .
اگر ما یک جمله کوتاه مانند (لا اله الا الله ) را بخوانیم متوجه
معنی آن میشویم ودرصورتی که این جمله را ناقص بخوانیم
(لا اله ) میبینیم که معنی متفاوتی خواهد داشت ولی چون
این جمله کوتاه است همه مردم آنرا تا آخر می خوانند و معنی
آن را متوجه میشوند و اگر یک جمله چندخط باشد باز هم اکثر
مردم آن را تا انتها میخوانند و معنی آن را میفهمند اما اگر یک
جمله به بلندی یک کتاب ( رباعیات خیام ) باشد کسانی که تنها
مقداری از اشعار را خوانده اند معنی متفاوتی با معنی کل کتاب
خواهند داشت و ممکن است خیام را کافر و شراب خوار بنامند
اما کسانی که کل اشعار خیام را میخوانند خواهند دانست که
خیام مسلمان است و برای به دام انداختن کافران و شراب خواران
جمله ای به بلندی یک کتاب گفته است که اگر کافر یا شراب خواری
تا آخر کتاب او را بخوانند و تحلیل کند متوجه معنی اصلی آن
خواهد شد و مسلمان میگردد .
دچار گمرهی ام کرد و توبه کارم ساخت
زبس که کوره ره عشق پیچ و خم برداشت ابوالقاسم حالت
قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دلهای ما
مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو مولانا
از حبس کشیدن آدمی حر گردد
قطره چو کشد حبس صدف در گردد
گر مال نماند سر بماناد به جای
پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد خیام
دین اسلام توصیه میکند که انسان به امور شهوانی
فکر نکند و بدنبال هوا و هوس نباشد تا میل جنسی
درسطح بالا باقی بماند و انسان بتواند همیشه از این
لذت بهره ببرد و به قول معروف باطری شهوت همیشه
شارز باشد و همچنین دین اسلام توصیه نموده که افراد
در سنین پایین ازدواج کنند چرا که میل جنسی بالاتری
دارند و از زندگی زناشویی خود لذت بیشتری میبرند.
میل جنسی معمولا از 15 سالگی شروع میشود ولی افرادی
که در مناطق گرمسیر یا خانواده های فقیر و یا پر خشونت بزرگ
میشوند معمولا زودتر بالغ میشوند و به عبارتی زودتر باطری شهوت
و میل جنسی آنها شاز میگردد
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 16 بهمن 1387 و ساعت 02:19 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 20 فروردین 1388 و ساعت 07:54 ب.ظ
()
نظر
سند باد - بادی وزید و گلی پرپر شد-پیر پسر باحال- 35 تا 40 سالگی []
* خلیفه و بغداد
در روابط جنسی زن و مرد . در صورتی که خلیفه وارد بغداد شود . زن باید عده نگه دارد یعنی در حدود سه ماه با کسی ازدواج نکند تا مشخص شود که بچه دار شده یا نه چرا که مشخص نشدن پدر فرزند با قتل هیچ فرقی ندارد و پدر بچه به دنیا امده نا مشخص خواهد بود ولی در صورتی که خلیفه وارد بغداد نشود زن میتواند بدون نگه داشتن عده با مرد دیگری ازدواج کند و این قانون در ازدواج دائم و موقت لازم الاجرا است .
امشب می جام یک منی خواهم کرد
خود را به دو جام می غنی خواهم کرد
اول سه طلاق عقل و دین خواهم کرد
پس دختر رز را به زنی خواهم کرد خیام
* نقش باد در زندگی انسان
در بسیاری از مسایل زندگی انسان نکته های بسیار ریز و کوچک میتونن سرنوشت انسان رو عوض کنن مثلا بعضی آدمها اونقدر ضعیف و لاغر هستن که با یه فوت کردن به زمین می افتند و به قول معروف به یه باد بند هستند و اگه داستان فوت کوزه گری رو بدونید متوجه میشید که یک فوت به جا و به موقع چقدر میتونه سرنوشت یه کوزه گر رو رقم بزنه و یا بعضی از آدمها اونقدر کارهای ثواب انجام نمیدن یا خیلی کم انجام میدن که در روز قیامت وقتی محاسبه اعمال اونها رو میکنن میبینن که اعمال نیک و بد اونها با هم برابر شده و آخرین نماز اونها رو هم که میان حساب کنن میبینن که بادی از معده اونها خارج شده و وضوی اونها باطل شده و بنابر این اعمال بد اونها از اعمال نیکشون بیشتر میشه و اونها به جهنم میرن .
طبعم به نماز و روزه ای مایل گشت
گفتم که نجات کلی ام حاصل گشت
افسوس که این وضو به بادی بشکست
وین روزه به یک جرعه می باطل شد خیام
*داستان یک پیر پسر باحال
یک روز وقتی داشتم از دانشگاه میومدم خونه یک تاکسی در بستی گرفتم تا به خونه برسم و راننده که مردی چهل ساله بود خیلی شعر حفظ بود و لیسانس ادبیات داشت و من تو ماشین باهاش مشاعره کردم و وقتی اون هم دید که من هم کلی شعر حفظ هستم با من رفیق شد و من بهش گفتم که چرا هنوز ازدواج نکرده و اون گفتش که آدم وقتی بزرگ میشه عشق الهی پیدا میکنه و به قول معروف عرفانی میشه و اون به من گفت که وقتی جوون بوده یه دوست دختر داشته که نتونسته باهاش ازدواج کنه و حدود یک ماه پیش به طور اتفاقی دوباره اون رو دیده که دست بچه اش رو گرفته و داره میره و به اون سلام کرده و این شعر رو واسش خونده :
زن و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
*35 تا 40 سالگی:
در سن ۳۵ تا ۴۰ سالگی معمولا انسان از عشق های دنیوی فارغ و گرفتار عشق الهی میگردد و به عبارتی عقل انسان در این سن کامل میگردد و شاید به همین دلیل باشد که انسان های بزرگ معمولا در این سن متحول میشوند . مولانا در سن ۳۷ سالگی با اشنایی با شمس تبریزی متحول میشود و اغلب پیامبران نیز در این سن به پیامبری برگزیده میگردند
مولانا خطاب به شمس تبریزی:
سجاده نشین با وقاری بودم
بازیچه کوی کودکانم کردی
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
خـام بدم پــخته شـدم سـوخـتم مولانا
شمس تبریزی خطاب به مولانا :
علم کز تو ترا بنستاند
جهل از آن علم به بود بسیار
*لذت نتیجه سختی کشیدن است
عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی نهد
از حبس کشیدن ادمی حر گردد
قطره چو کشد حبس صدف در گردد
گر مال نماند سر بماناد به جای
پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد خیام
گنج بی مار و گل بی خار نیست
شادی بی غم در این بازار نیست مولانا
نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 15 بهمن 1387 و ساعت 12:42 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 22 تیر 1388 و ساعت 03:44 ب.ظ
()
نظر
چرا نباید خود کشی کرد []
* چرا نباید خود کشی کرد ؟
تمام انسانها موظف به حفظ جان خود هستند و از نظر شرع
نیز حفظ جان ارزش محسوب میشود حتی در صورتی که
انسان دچار بزرگترین گرفتاریها و سختیها هم شده باشد
باید از جان خود محافظت کند .
در حقیقت چون انسان در این دنیا دارای اختیار میباشد
اعمال نیک او بسیار ارزشمند است و این در حالی است
که انسان در دنیای دیگر به دلیل دیدن عظمت خدا هیچ
اختیاری ندارد و اعمال نیک او بدلیل ترس از خدا صورت
می پذیرد و ارزش بسیار کمتری دارد و به همین دلیل است
که انسان در این دنیا مثلا با چند سال کار نیک انجام دادن
میتواند راه چند صد هزار ساله فرشتگان را در آن دنیا بپیماید
و بهشت جاویدان و رضای خدا را بدست آورد .
وقتی کسی برای کار کردن به ژاپن می رود عاقلانه نیست که
ژاپن را به بهانه های کوچک ترک کند و به ایران بیاید چرا که با
یک سال کار کردن در ژاپن میتواند به اندازه ده سال کار
در ایران پول جمع کند .
هر کو رقمی ز عقل در دل بنگاشت
یک لحظه ز عمر خویش ضایع نگذاشت
یا در طلب رضای ایزد کوشید
یا راحت خود گزید و ساغر برداشت خیام
وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی
چون حاصل عمر ای دل یک دم است تا دانی حافظ
ای که دستت میرسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
افلاطون :
صیانت از نفس و حفظ جان یک ارزش است چرا
که انسان را در یک مجموعه و کل حفظ میکند .
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را
نوشته شده توسط سعید در جمعه 11 بهمن 1387 و ساعت 09:55 ب.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 24 بهمن 1387 و ساعت 06:55 ب.ظ
()
نظر
|